1390/1/26
سلام گل نازم امروز ماما حسابی دندونش درد میکرد و تو وقتی من گریه می کردم میخندیدی . آخه شوشو جونم فکر میکردی ماما باهات بازی میکنه !
بابایی ما رو برد دکتر و اقا دکتر دندون مامانو خوب کرد
تو هم یکم سرماخوردگیت بهتر شده من و بابایی هم همینطور سپهر واقعا دوست دارم
نمیدونم اگه نبودی چطور اینهمه سختی رو تحمل میکردم دلم واسه مامان و بابام و خاله ها تنگ شده
سپهر احساس تنهایی میکنم انگار شونه هام دیگه کشش نداره واسه سنگینی اینهمه غم کار بابا درست نشده شاید واسه دو سال بابا رو کمتر ببینیم و...و...و... دلم میخواد گریه کنم اما اخه تو چه گناهی داری....عشق من ! لطفا سالم باش تا ماما این اخرین دلیل ارامشش رو از دست نده
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


1390/1/26
